نشریه الکترونیکی بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور چناران
ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه

بار دیگر زمزمه های عاشورا به گوش می رسد.صدای زنگ جرس کاروان عشق وایثار به قافله سالاری حسین وعلمداری عباس در کویر بی عدالتی، در کشاکش بی مهری وکینه ودر بلندای مسلخ وقتلگاه بگوش می رسد.

خورشید را می بینی که در پهنای آسمان است ولیک هنوز تا طلوع خورشید ایثاروشهادت بر سر نیزه شبی طولانی به بلندای تاریخ در راه است.

هنوز فریاد های امر به معروف زینت آغوش نبی از زیر سم اسبان مردنمایان کوفی به گوش نرسیده وهنوز تاسوعاست.هنوز فریادهای حسین به شوم ترین اسطوره های تاریخ بر نتاخته است که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

آری منافقان دار الاماره دمشق وبت پرستان به ظاهر مسلمان شده اموی،همانها که نمی خواستند اسلام ناب نبوی رونق بگیرد ، اکنون که حسین را نظاره می کردند که در محراب پیامبر ایستاده ودر اجرای احکام قرآن وسنت و برپا داشتن شعائر اسلام صریح وسخت گیر است، خوب می دانستند که حسین آب رفته اسلام را به جوی بازخواهد ورونق احکام خدارا باعمل کردن به آنها نشان خواهد داد و پشت متجاوزان وقانون شکنان و کذابان را خواهد شکست واسلام را به همان اعتلای روزگار پیامبر خواهد رسانید واما حسین آن سلاله پاک پیامبر چه باید می کرد؟

درعصری که غدار بنی امیه فرزند بی دانش وبی دین خود یزید را به خلافت نشانند وبا زور وزر وشمشیر هر مانعی که بر سر راه خلافت اوبود برداشت وجوانی خام وخودخواه وبی خبر را که از زنی بد وبی معیش زاده شده با بوزینه پروری وشرابخواری رشد یافته بود بر اهل قبله وامت قرآن تسلط بخشید ،آری،در قلمرو اسلام ودر قلمرو حکومت مسجد تقوی وقلمرو دینی که در شهر ها وروستاهای آن روزی سه بار فریاد اشهد ان لااله....طنین می افکند چونان یزیدی بر خلافت نشست، گرهی پیش آمد که دیگر با دست گشوده نمی شد. سرتاسر شهرها وآبادی های اسلام را سیاهی این ستم وتباهی فراگرفته ، فجور همه جا رواج یافته ، استببداد عنان گسیخته ، حق پوشیده مانده وقرآن مهجورگردیده است. آفتاب تیره شده وزندگی بی مصون و حیات مردگی در تحرک.

اینجا بود که اسلام وامت اسلامی را پیشوایی نیاز بود که به  پاخیزد وبا یک انقلاب ،حکومت قرآن راتصحیح کند وبه موضع حق بنشاند وبایک قیام بزرگ وعمیق راه اهداء خون به تطهیر جامعه دست زند. وآن همه مظالم وجنایات را با خون بشوید . تا جامعه به خود آید وشعورهای از سربیرون رفته بازکردند ومردم زنده شوند وکلمه حق اعتلا یابد.

آری ؛ این پیشوا حسین بود واین قیام عاشورا.

شب بر صحرا دامن گسترده وصحرا در سکوت قبل از طوفان خویش خفته ، مهتاب از آَسمان بر زمین می بارد وحسین در میان یاران خویش بر پای خواسته وخطبه می خواند.

"پیمانی را که با من بسته اید نادیده می گیرم وبیعتی را که من کرده اید از گردن شما برمی دارم، من اکنون همه شمارا به اختیار خود می گذارم.می توانید مرا تنها گذارید وهمه از این سرزمین دور شوید..."

چون سخن امام به اتمام رسید وجماعت دانستند که کار پیروزی ظاهری به شهادت انجامیده است و موضوع اهداء خون برای تطهیر جامعه در میان است به سست ایمانان هدف ناشناخته و دنیا دوست خون خدا را رها کرده وشیرواژگان دریادل وبا ایمان که در عدد کمتر بودند و در ارزش بیشتر ، وهمانان که می دانستند حسین بیش از آنکه تشنه آب باشد تشنه لبیک است چون کوه ایستادند وپای فشردند وجان فشاندند.

تا اینکه خورشید ظهر عاشورا به غروب عرفان ومعرفت نزدیک می گشت ، ولحظه لحظه زمان طلوع خورشید در شهر نیز می رسید.

آه از شفق آن عاشورا که روز را به شب رسانید که آن سرخی از خون فرزند رسول خدا حسین بن علی رنگ گرفته بود.

وآه از دهر آنگاه که برمراد سفلگان می چرخد

سرانجام حسین چونان شیر پهنه کارزار پای به میدان گذاشت ، خون محمد وعلی ، خون فاطمه وحسن وخون خدا وچه زیبا تعبیر شد که یا حسین

به تحقیق که خدا می خواست تورا کشته ببیند.

اندک اندک خورشید ازمیان آسمان به سوی باختران سرازیر می گشت ، خون زمین کربلا را گرفته بود ساعاتی از ظهر عاشورا می گذشت ، فاجعه عظمی وشهادت کبری واقع شد.

سرحسین در دست دشمن ،الله اکبر ، هواتیره وتار وزمین لرزان وخورشید گرفته ، وناگاه طلوع خورشید عدالت بر سر نیزه وفربادهای عقیله عرب زینب که ما رایت الا جمیلا...

بدین سان خون حسین ویاران او بر زمین ریخت و از آن خون درخت آزادی وآزادگی روییده ونهضتی عظیم درتاریخ به وجود آمد وشکل گرفت وبه تاریخ شکل داد وسرچشمه صدها نهضت دیگر شد که در تاریخ اسلام پدید آمده وهم اکنون نیز هر نهضتی که علیه ستم وتباهی وروشهای بیداد گرانه در دنیای اسلام وشیعه پای می گیرد مایه آن نهضت عاشورا وقیام حسین است ویا ابا عبدالله...  کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا

اسلام علی اهل بیت النبوه.

والسلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین و رحمه الله وبرکاته.

(علی اکبر توکلی)


نویسنده:حاشیه نگار
تاریخ: 1392/08/14
زمان:20:27
بی نام تاریخ : 1392/08/23 ساعت :00:12
چرا دست به قلم نمیشین؟یه بارهم شده بر وز باشین!
بی نام تاریخ : 1392/08/23 ساعت :00:12
اینهمه اتفاقات مهم داره میفته خواب رفته این حاشیه؟؟
........ تاریخ : 1392/08/18 ساعت :22:40
خیلی بده آدم برای خوش لقب سردار بذاره!!مگه کی هستی تو؟
سردار تاریخ : 1392/08/17 ساعت :23:37
سلام بر حسین ع
منم تاریخ : 1392/08/15 ساعت :20:44
یارب الحسین به حق الحسین،اشفع صدرالحسین،به ظهور الحجه
بی نام تاریخ : 1392/08/14 ساعت :22:51
السلام علیک یا ابا عبدالله
نظرات
نام و نام خانوادگی :
پیام :